در چرایی پیدایش گرایش به خودشکوفایی می توان به این نکته پرداخت که انسان چون موجودی اجتماعی می باشد و تابعیت محض قرار دادها و قوانین حاکم برآن را در دستورکارخودقرار می دهد در مقابل این انتظاررا از جامعه در خودپرورش می دهد که اجتماع نیز چیزهای ارزشمندی چون حقیقت،عدالت ،امنیت و....را به او ارزانی دارد و یا به عبارتی انسان همیشه خود را درمتن تعاملی رو به تعالی جستجو می کند که یک سوی آن بدست خوداوست واو با عمل نیکو  ورو به بهبود به تعهداتی که درقبال جامعه داردچشم بدستان کریم جامعه می دوزدتا بتواند با برخورداری از کمک هایی که اجتماع به اومی کند زندگی را به نحو مطلوبی گذران نماید تا ضمن دست یابی به بقای هم شان با مفهوم انسانی به رفع کمبودها ونارسایی های فردی وعمومی در همکاری با دیگران کمک نماید پس می توان گفت که انسان در عمل پذیرای خودو دیگران می شودتا به خود و یا جامعه در مسیر دست یابی به امکانات و فرصت های مناسب کمک نماید تا پس از فراهم نمودن آنها جامعه بتواندامکانات وفرصت های بیشماری را به آنها ارزانی داردکه ارزش بهینه نمودن نحوه زندگی را داشته باشند.

حال بیایید همین مفاهیم را واردجامعه امروزین خودکه در موقعیت برگزاری انتخابات قرار دارد بنماییم تا بینیم من شهروندی که خودرا به عنوان یک ایرانی پذیرا شده(دارای حق رای وانتخاب) معرفی می نمایم و با طی مراحل مختلفی از آموزش علمی وتجربه زندگی به موقعیتی رسیده ام که می توانم با پذیرایی از عقاید و باورهای دیگران در جمعی عضو شوم که نام ایران می یابد ایرانی که برای رسیدن به قلل افتخار و توان رقابت با دیگر ممالک برای برطرف نمودن کمبودها ونیازمندی ها محتاج همجوشی همه  ملت باهم باشد چگونه می توانم به آن مرز از اعتمادبه نفس و استقلال فکری برسم که بدانم برای چیز هایی که از جامعه انتظار دارم وامیدم به این است که بهترین ها باشدچه طرح وبرنامه ای را در نظربگیرم ویا چگونه می توانم همکاری ومساعدت دیگران را برای دست یابی به بهترین ها بدست آورم؟.

بی گمان بایدباورنمود که سئوال فوق بسیار پیچیده وسخت می باشد زیرا که انسان ها بنا به منظرونگاهی که دارند و یا دریافت هایی که از طریق گذر از مراحل تبدیل دانش به خرد بدست می آورند مسلما در ارائه تعریف وتصویرازبهترین ها بایدبا هم متفاوت باشند واین موضوعیست که کار هماهنگی وهمگرایی را سخت می کنداما ازآنجا که انسان طبیعتا موجودی نیازمندبه خودشکوفایی می باشد و برای دست یابی به آن تلاش می کندودراین راه اوصافی چون پذیرش همه تجارب ، گرایش به زندگی کامل در هر لحظه از هستی ، داشتن توانایی هدایت خود بجای هدایت شدن بر اساس منطق ، عقاید و خواستهای دیگران ، احساس آزادی در عمل و تفکر و برخورداری از ابتکار عمل وخلاقیتسطح بالا را درخود پرورش می دهدموظف می گردد (به قول  آنتونی رابینز که گفت لزومی ندارد که افراد بدرستی مانند هم باشند تا باهم صمیمی شوند بلکه بایدبه تفاوت دیدگاه های یکدیگر توجه ودرعین حال به هم احترام بگذارند)که برای زیستن با برنامه در کناردیگران در حالتی که زندگیش توام با احترام بهمدیگر باشداقداماتی را به انجام برساند.

تا بدینجای کار مفاهیمی ازیک بحث بسیارجامع روان شناختی را مطرح نمودیم که اگرمی خواستیم با دیدریزبینانه ای بدان بپردازیم نیازبه وقت و انرژی فراوانی داشت اما به همین بسنده نموده و با اشاراتی اندک به موضوع و خصوصیاتی بارز از انسان های خود شکوفا کار را به صحن علنی جامعه می کشیم تا ببینیم که اعتقاد وتلاش برای خوشکوفایی چگونه می تواند در انتخابات به عنوان عصای دست آدمی عمل نماید و باعث دست یابی به او به انتخابی ارزشمند گردد

همانگونه که می دانید انسان های خود شکوفا دنیا را آنگونه که هست می یابند و می بینند و امروز از منظر خودشکوفایی باید دانست که کشور ما در موقعیت بسیاربغرنجی قرار  دارد که انتخاب درست می تواندیکی ازابزار ها وامکانات لازم برای گذر از شرایط وحل برخی از مشکلات جدی گردد وگرنه اگرفردی بگویدکه شرایط عادی می باشدو چون نیازهای اولیه من وما به نوعی تامین می گردد پس نیازی به این نیست که همه مردم با دقت درموضوع انتخابات واردگردند در اصل می توان گفت که او از واقعیت ها بدور است و با این طرز تلقی نمی تواند برای جامعه ای که عضوی ازآن است وانتظار دارد تا چیزهای مناسبی را دراختیارش بگذارد کار در خوری انجام دهد از سوی دیگر فردخود شکوفا انسانی است که خودانگیخته می باشد و این صفت را از طریق تلاش برای یافتن پاسخی برای سئوال زکجا آمده ام و آمدنم بهر چه بود بدست می آورد ومشخص است که چنین فردی نمی تواند بنشیند و بدون آنکه بدانداین همه نعمت که خداوند برای استفاده او آفریده چرا بایدبدون مدیریت و یا مدیریت خوب نابود گردد ویا به کسی رای بدهدکه مدیریت منابع وفرصت ها را نمی داند.

بایدبخاطرداشت که استقلال در نگاه و تفسیرازجهان وخود که از مشخصات انسان های خودشکوفا می باشد این اجازه را به آنها نمی دهدکه بنشینند ومنتظر بمانندتا کسی بیایدو با گزینش یک از میان چندنفربه اوبگویدکه این فردبرای ریاست جمهوری و یا این افرادبرای شوراهای شهر و روستا مناسب می باشندوتومی بایدبا رای به آنها گفته های مرا عملی سازی بلکه چون اومی داندکه در برابر سرنوشت خودو جامعه مسئول می باشد وتازه آنجایی که دوست داردجامعه به اوبهترین ها را ارزانی داردازاین روموظف می شود که تحقیق کند ومطالعه بنمایدتا بهترین ها را برای تصدی منصبی که به سرنوشت اومربوط است انتخاب کندتا نعمت ها دقیقا در جای خود و برای حل مشکلات عموم مردم بکارگرفته شود.

به اجمال آنکه هرفردی از جامعه انسانی و اسلامی ما که خودرا شهروندی مسئول می داندباید به این اعتمادبرسدکه اگر کمی تعلل در موضوع انتخاب داشته باشد و یا با سهل انگاری به موضوع بپردازدو یا با ازدست دادن استقلال فکری خوددنبال کسانی برود که غیرمسئولانه و بدون توجه به تعهدات انسانی او را بکاری دعوت می نمایند باید مطمئن باشدکه به خودشکوفایی نرسیده ونمی تواندخودرا فردی بداندکه می تواند واقع بینانه به مسائل نگاه کند،جهان را آنگونه که هست بپذیردبا همنوعان خودهمسان باشد ودرنهایت به وسیله ماهیت درونی خوداداره گردد وازاین روست که چنین آدم هایی نمی توانندافرادموثری برسرنوشت خودوجامعه باشندوجامعه نیزبا عدم پذیرش چنین افرادی چیزهایی را دراختیارآنها قرارمی دهدکه پست ترین فرصت ها وامکانات می باشندتا جایی که دنیا بدانها تنگ می شود و آزارشان می دهد.

 امروز برهمه ما واجب است که با بررسی موقعیت واقعی خود به کاری دست زنیم ویا کسی را برای تصدی مسئولیت درریاست جمهوری و یا شورا برگزینیم که می دانیم بهترین افرادمی باشدکه جامعه برای تصدی تعیین سرنوشت به ما ارزانی داشته است